X
تبلیغات
افغانستان فردا - تعلیم وتربیه زنان در اسلام

  شاه محمود محمود

                                           تعلیم وتربیه زنان  در اسلام 

                                                  (از  صدر اسلام  تا خلفای عباسی)

بخش اول

بسمه وتعالی  

مقدمه:

دین  مقدس اسلام موهبتی  بود،  خداوند ی  که جهان  عرب و غیر عرب را از ظلمت  و تاریکی  رهایی  بخشید و چراغ  عدالت  و برابری و شرافت  و عزت انسانی  را روشن  کرد.

حضرت  محمد (ص) فرزند عبدالله  بن عبد المطلب  از خاندان هاشمی  قریشی بود که در دوازدهم  ربیع الاول  برابر  بیست   اگست 571 از بطن بی بی آمنه بنت وهب قریشی  در شهر مکه  بدنیا آمد و به روایت  دیگر به تاریخ   17 اپریل  آن حضرت  تولد  یافته  است(7ص2)

حضرت محمد (ص)  در سن چهل  سالگی  به تاریخ 17 رمضان   610 م با  وحی الهی به مقام پیغمبری مبعوث گردید و در سال 13بعثت برابر جولایی 622 میلادی از شهر مکه  به مدینه  منوره  هجرت  نمود که همین  سال را  بعد ا" در زمان حضرت عمر(رض) خلیفه دوم مسلمین مبدا تاریخ هجری اسلامی  قرار دادند.

بی بی خدیجه همسرودوست  وفادارش ودخترانش (رقیه، ام کلثوم و فاطمه) اولین زنانی  بودند که به دین مقدس  اسلام  مشرف  شدند. حضرت  محمد (ص) به تعلیم وتعلم توجه فراوان  داشت . اولین  فردی  که پیامبر (ص)  در مدینه  مامور  تعلیم  خواندن و نوشتن به دیگران نمود. عبدالله بن سعد ابن  امیه  بود تا اینکه پس از غزوه بدر (سال دوم هجرت ) پیامبر (ص) اسیران  با سواد را مامور تعلیم  خواندن  و نوشتن  به کودکان  کرد و فرمود با تعلیم خواندن  و نوشتن  به ده طفل آزاد خواهند شد.

اولین کتاب درسی  در اسلام  قران شریف  بود که  برای تعلیم  خواندن  و نوشتن  مورد استفاده  قرار  گرفت همچنان   پیامبر(ص) برای اولین بار تعلیم  خواندن و نوشتن را برای زنان و دختران توصیه نمودند. تا بدین وسیله  زنان  را تشویق  به خواندن و نوشتن  کند .علاقه  پیامبر(ص)  به توسعه ورشد  خواندن و نوشتن  به اندازه  ای بود  که گفته  شده است حتی  درزمان حیات پیامبر(ص) و خلفای راشدین  مراکز  مهمی  برای توسعه  خط عربی  بوجود آمد(11ص22) روی این  منظور، دیده میشود که تعلیم وتعلم در آغازین روز های اسلام  با تشویق  وتوجه جدی حضرت پیامبر (ص) آغاز گردید.

  1-      چگونگی  آموزش  زنان:

آثاریکه  در قرن وسطی  تحریر شده است ، در مورد فرصت های آموزشی کمتری زنان مشرق نسبت به مردان ،  برخوردار بوده اند. اما باوجود آن ، زنانی موجود  بودند که سطح  آموزش  خود را پا به پای مردان  رسانده بودند. یقینا" تمام ما به این که آموزش در میان  زنان پا به پای و به اندازه  مردان  گسترش داشت هم  نظر  و همفکر  نیستم اسنادی وجود  ندارد  که گسترش   آموزش  را در میان  زنان  نشان  بدهد با این طرز بینش که دین مقدس اسلام ، جنس را سد  راه  دانش  اندوزی  نمی داند و در حدیث  شریف آمده است: " طلب العلم فریضه علی کل  مسلم و مسلمه " یعنی  آموزش  علم  بر همه مرد  و زن  فرض است(4ص70).

بی  مورد  نخواهد  بود که ،  دلیل  آموزش در بین  زنان ، در دشواریهایی  نهفته  بود که  معمولا برسر راه جوینده دانش سبز می شوند  مانند سفر  های علمی ومسافرتهای خیلی طولانی تقریبا"  برای درس خواندن وفراگرفتن علم ودانش مشکل  بوجود می آورد. و کسانیکه   در راه  کسب  دانش  می کوشیدند، ناچار از به دوش کشیدن گونه گون سختی ها بگذرند . با همه  این ها ، به شمار شایان  توجهی ، از زنان  فرصت  و امکان  داده  می شد تا در هر رشته ای از فرهنگ  و دانش   آن روز  شرکت  جویند. با آغاز نخستین  روز های اسلام  به بیان  "بلاذری"  توجه  می نماییم ،  او می گوید  در آغاز اسلام  پنج  زن عرب  خواندن  و نوشتن  می دانستند  او  نام حفصه  دختر حضرت  عمر (رض) ، ام کلثوم  دخترعقبه ،عایشه دختر سعد ،  کریمه  دختر مقداد و بالاتر از همه شفا  دخترعبدالله  عدویه  را می نگارد  شفا به بی بی  حفصه درس  می داد  و پیامبر(ص)  از او خواست تا به حفصه  پس از ازدواج  با حضرت  پیامبر (ص) همچنان  درس بدهد  دو همسر  دیگر حضرت محمد (ص)  به نامهای  حضرت  بی بی  عایشه(رض) و ام سلمه (رض)  تنها  خواندن  می دانستند و نه نوشتن (4ص 458) . آموزش   خصوصی  شفا به بی بی  حفصه  (رض)  نمونه  ای بود برای  آموختن  به دختران .

نمیتوان بصورت  قطعی  حکم   کرد که در آن وقت مدرسه ای جداگانه و یا مختلط  برای دختران  وجود  داشت. عقیده ای وجود  دارد  که دختران مسلمان قرون وسطی، خصوصی درس می خواند این دید را  در مقدمه "ادب  المعلمین  "   از ابن سحنون دکتر شبلی چنین آورده است : بارها  پدر به دختران خود در خانه درس میداد. چنانکه  ابن مسکین (وفات 278هـ= 891م) عادت در نشستن به تدریس  شاگردان  تا نماز  عصر داشت و آنگاه دو دختر و دختران  برادر و نوه هایش  را فرامی خواند  و به آنان قران  شریف و دانش  دیگر  می آموخت (9ص264) .

"اعشی" شاعر نامی ، به دخترش درس  میداد  تا اینکه  زنی دانش آموخته  شد و چنان  ذوقی  یافت که شعر های تازه  سروده پدررا به نقدمی نشست. گاهی معلمان  و آموزگاران  خصوصی  برای  آموزش و ابستگان و خویشاوندان  همسر امیران و ثروتمندان  گمارده می شدند اسد بن فرات به دخترش " اسما" و  امام سحنون  به فرزندش "خدیجه" درس میدادند (9ص 264) .

با همه  این ها ،  همراه با آموزش خصوصی ، شمار زیادی از زنان  به انجام  تحقیقات در خورنگرش به خصوص  در فقه  دست یازیدند.  حضرت بی بی عایشه(رض)،  همسر حضرت  محمد(ص)  به ستایش  زنان انصار ، زبان  می گشود که شرم ، راه مهارت یافتن  آنان را در دین نمی  بندد ( 4 ص 46) . چنانچه دیده میشود،زن مسلمان  تنها آموزش اسلامی بدست  نمی آورد بلکه  اخلاق وشخصیت اسلامی را نیز فرا می گرفت   در ین پیوند آوردن گفت و شنود مادر و پسر را دراین جا بطور  نمونه  ذکر  می کنیم .

در سال ( 73 هـ 692 م ) سپاهیان حجاج  بن یوسف  لشکر عبدالله زبیر را که دعوای خلافت می کرد، درهم شکست ، بسیاری از پیروان عبدالله واز آن میان  گروه   زیادی از هم قبیله ای های او به محاصره در آمدند، عبدالله زبیر نومیدانه سوی مادرش اسماً دختر حضرت ابوبکر صدیق (رض) رفت و گفت :  عبدالله :مادرهوا دارانم مرا رها کردند تنی  چند  شکست  خورد  که هنوز دارم  هر لحظه بیم آن می  رود که از یاری کردنم  باز ایستند  دراین میان  دشمن من آمده پذیر فتن شرطهای من است برای تسلیم  مرا از سرمهر راهنمایی کن ! اسما  : آه  فرزندم !  تو خود بهتر از من بدانی ، اگر  پنداری که حق باتست  و تو برای  حق  پیکار  میکنی  تا دم   مرگ به جنگ  برخیز اگر چیزهای این جهانی می خواهی پس تو بنده ای زشتکار و بد منشی که برای هدفی ناچیز و پوچ  خود و هوا داران  خویش را به نابودی می کشانی اگر برحقی ناتوانی  یارانت نباید  ترا از راه بیاند ازد که از آزاده گان چنین کاری نشاید فراموش  مکن که دوستان تو به همان علت  جان دادند که تا  واپسین دم  زنده گی  بایستی از آن دفاع کنی یا کشته شوی و یا کامیاب و هم به یاد داشته باشی که تو همیشگی  و نامردنی نیستی یک ضربه شمشیر در بزرگی از دید من بهتر است تا یک ضربه  به تازیانه در خواری و زبونی . عبدالله : مادر من میترسم  که مردم سوریه  مرا بکشند یا تکه تکه ام کنند و بر دارم  کشند . اسما:  پسر گوسفند پس از ذبح شدن از درد پوست کندن نمی هراسد بی  ترس و بی هراس برو ای عزیز من .

این  داستان  را در تاریخ   بیهقی  چنین  می خوانیم  حجاج  با لشکر  بیامد و با عبد الله به جنگ  پیوست و مکه حصار شد و عبد الله مسجد مکه را حصار  گرفت و جنگ  سخت شد  و منجیق سوی خانه روان شد و سنگ می انداختند تا یک رکن فرود  آمد و عبدالله چون کارش سخت تنگ شد از جنگ  بایستاد و حجاج   پیغام فرستاد  سوی او که از توانا گرفتار شدند  یک دوروز مانده است و دانم برامانی که من دهم عزیز      ... آنگاه او داند که چه  باید کرد تا در حرم بیش ویرانی نیفتد  خونها ریخته نشود عبدالله گفت تا در این بیندیشم   آن شب با قوم   خویش که مانده بودند رای زد بیشتر اشتارت آن کردند که بیرون باید رفت تا فتنه  بنشیند والمی  بتو نرسد  وی نزدیک مادر آمده ، اسما دختر ابوبکر صدیق (رض)  و همه حالها باوی بگفت اسما زمانی اندیشید پس  گفت ای فرزند این خروج  تو که بر بنی امیه کردی  دین را بود یا دینار ؟ گفت  بخدای که از بهر دین را بود  و دلیل  آن که  نگرفتم یک درم از دنیا و این ترا معلوم است گفت پس صبر کن بر مرگ و کشتن و مثله  کردن چنانکه برادرت  مصعب  کرده که پدرت زبیر عوام بوده است و جدت از سوی من ابوبکر صدیق  (ص) و نگاه  کن که حسن پسر علی (رض)  چه  کرد او کریم  بود و بر حکم پسر زیاد عبید الله تن نداد گفت ای مادر من هم  برینم که تو می گویی اما رای و دل تو  خواستم  که بدانم در کار اکنون بدانستم و مرگ  یا شهادت  پیش من خوش گشت امامی اندیشم که چون   کشته شوم مثله کنند  مادرش  گفت  چون گوسپند  را بکشند  از مثله و پوست کردن باز کردن دردش نیاید ( 6 ص 327) .

دیده میشود  زن مسلمان تقریبا" در همه فعالیتها شرکت  می جست  قضاوت  می کرد رای میداد و بالاخره  مورد احترام و تحسین  بود:  در حالیکه   در سراسر  قرون  وسطی   به گفته   ویت کنودسن زنان اروپایی برابر نگرش کلسیای  کاتولیک   به عنوان  موجودی دست دوم  داری اهمیت چندانی  نبودند (9ص 260). 

2- آموزش  زنان در مسایل  دینی: در دوران مورد مطالعه پیدا است که فقه  و حدیث موضوعات بودند که زنان به آنها علاقمندی  داشتند بسیار زنان و جود  داشت که در میان محدثین و فقیهان می توانند از چهره های برجسته به شمار آیند. وضو الامع از سخاوی ، از زندگی نامه 1543  محدث زن که در روز های آغازین  اسلام پرورش   یافتند آورده شده است که همگی فضای گسترده ای را به زنانی ویژه داده اند که در ین  زمینه   برتری را باید به بی بی عایشه (رض)  همسر حضرت  پیامبر( ص ) داد.

 در تاریخ آموزش در اسلام   به نقل از تهذیب الاسما  نواوی آمده است که پیامبر (ص) به یارانش  فرمود که برای نیمی  از دستور های دینی خود به عایشه تکیه کنند او مستقیما هزار حدیث  از پیامبر دریافت داشت (9ص267) .

نفیسه  دختر حسن بن زید چنان در حدیث معتبر وارزنده بود که به هنگام اوج  شهرت خود در فسطاط دانشمندان نامی زیادی در حلقه درس وی زانو می زدند شیخه شهده که فخر النسان نام گرفته بود در مسجد  جامع  بغد اد آشکارا برای انبوهی از مردم، گذشته از علوم دینی ادبیات  فنون بلاغت  و شعر درس  میداد (2ص108).

زینب  دختر عبدالرحمن شعری زن دانشمند بود که نزد فقیهان  برجسته  و بنام  آن روز  درس  خواند اجازه  تدریس را از آن گرفت زینب از محمد  بن ابوالقاسم ابو بکر نیشاپوری ابو مظفر  قشیری و دیگران  دانش  اندوخت  و از حافظ ابوالحسن فارس علامه  ابو القاسم زمخشری  نوسینده کشاف  و دیگر  حدیث  دانان   اجازه  باز گویی حدیث  گرفت(9ص 267)

در پایان  قابل  تذکر  می دانیم  که گروهی ا ز پنجصد  مرد و زن  جهت آموزش حلقه  درس (عنیده) مادر  بزرگ ابوالخیر  تینانی را تشکیل  میدادند. باید  دانشمندانه دراین جا اشاره کرد که بسیاری از  دانشمندان مرد عمیقا خود را مرهون دانش  و راهنمایی آنان می دانند.

 خطیب   بغدادی   دانشمند  برجسته  شاگرد کریمه دختر احمد مروزی بود او صیحح البخاری را برای خطیب  تفسیر و شرح  کرد و در میان  استادان بی شمار  علی  بن عساکر هشت زن  به چشم  می خوردند  ابو حیان  غرناطه ای به هنگام شمارش استادانش به خصوص   از سه   زن برجسته  مونسه  دختر ملک  کامل ، شامیه  دختر حافظ  و زینب دخترعبدالطیف بغدادی  یاد می کند  ابو حیان هشتاد  و یک استاد  زن  داشت و دوزن  برجسته  به نامهای عایشه دختر محمد و زینب  دختر  کمال الدین  به جهانگرد نامی ابن  بطوطه  اجازه  دادند.(9ص 267)  

Normal 0 21 false false false DA X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 + نوشته شده توسط شاه محمود محمود در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 12:25 |


Powered By
BLOGFA.COM