نوروز تان مبارک باد !
دقایق قبل تبدیل سال ۱۳۹۲ به سال ۱۳۹۳ هـ ش صورت پذیرفت بنابران سال نو و نوروز را برای هموطنان و فامیل ها و دوستان خویش تبریک میگویم از خداوند متعال استدعا دارم تا فرزندان و بزرگان ما با خوشی وسرور این روز را جشن گرفته و سال صلح و آرامش پیشرو داشته باشند . هر روز تان را با سعادت و زیبایی همراه باشید
ریشه :
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژه دری فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به کار میرود:
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم حمل با نام «روز خرداد»
آریاییان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد میکردند. مردمان ایرانی آسیای مرکزی نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو مینامیدند.
در متنهای گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No،Now،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته میشوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه میشود. این شکل از املای واژه نوروز، هماکنون در نوشته های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار میرود.(۱)
مدخل :
نوروز آغاز اولین روز شادمانـی زمین، آسمان، آفتاب، جــوشِ شگفتـنـی ها و شـور زدن ها و سـرشـار از هیجان است . نوروز گذشت زمان و دگرگونی های دوران را شاهد بوده و پیوسته با آمد و رفت الهام بخش خود پایان فصلی دیگر را به ساکنـان این سرزمین کهنسال اعلام کرده است. نوروز، تجدید خاطــره بـزرگـــی است. خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. گذشت سال هــای دراز نه تنها از شکوهمندی سنّتهای نوروزی نکاسته بلکه روشنگر این واقعیت بوده که بزرگ داشت نوروز و گرامی داشتن سنتهای آن با احساس و اندیشه مردمان مان ، پیوند ناگسستنی یافته است.
ابوریحان بیرونی در (التفهیم) در پاسخ به این سوال که: نـــوروز چیست؟ می نویسد: « نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو، نام کردند زیـرا که پیـشـانی سال نو است و آنـچه از پس اوست از این پنج روز، همه جشنهاست و ششم فروردین ماه نوروز را بزرگ دارند، زیرا که خسروان بدان پنج روز حق های خشم و گروهـان بگزاردندی و حاجت ها روا کـردنـدی، آنـگاه بدین روز ششم خلـوت کردندی، خاصگان را و اعتقاد پارسـایان اندر نـوروز نخستین آنست که اول روزی است از زمانه و بدو فلک آغازید گشتن.»
نوروز نامه منسوب به خیام آمده اســت که: « سبب نهادن نوروز آن بوده است که چـون دانستند که آفتاب را دو دور بـوده یکی آن سیصد و شست و پنج روز و ربــعی از به اول دقیـقه حمـل باز آید، بـه همان وقت هر روز که رفته بود بدین دقیـقه نتواند آمدن چـه هـر سال از مدت همی کم شود، چون جمشــید این دو را دریـافت نوروز نام نهاد و جشــن آیـین آورد. پـس از آن پادشاهـان دیـگر مردمان بدو اقتدار کردند.»
ابوریحان در آثار الباقیة، می نویسد: « برخی از علما می گویـند: سبـب این کـه ایـن روز را نـوروز می نامند این است کـه در ایـام تهمورث صـائبه آشکار شدنـد و چون جمشید بـه پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و این کار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز را جمشید عید گرفت.»
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستاره شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظه ای گفته میشود که آفتاب از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود، و در تقویم هجری شمسی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه حمل برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارچ مطابقت دارد.
در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.
جغرافیای نوروز :
نوروز امروزه شامل چند کشور میشود و همچنان در این کشورها جشن گرفته میشود. برخی آیینهای نوروز در این کشورها با هم متفاوت اند. مثلاً در افغانستان سفره هفت میوه میچینند؛ اما در ایران سفره هفت سین میاندازند.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل میشود. همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمینهایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته میشد، اما امروزه جشنهایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار میشود.
افغانستان • ایران • تاجیکستان • ترکمنستان • عراق • ترکیه • سوریه • لبنان • جمهوری آذربایجان • ازبکستان • قرقیزستان • قزاقستان • .
سفره ها نوروزی :
سفره هفت سین از سفره های نوروزی است که در افغانستان و ایران، آذربایجان مروج است . سفره های نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط این کشورها سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنویا سمنک ، سیب و...پهن کردسفره هفت سین روی آداب و رسوم خاصی اراسته میگردد. روی سفره آینه می گذارن که نشانه روشنایی، شمع که نشانه نور و درخشش، یک کاسه آب که نشانه پاکی میباشد.برای زیبایی سفره از سنبل استفاده میکنندو این جزء سینهای هفت سین به حساب نمیآید. برای تزئین سفره از تخم مرغ رنگ شده استفاده میشود. بعد از ورود اسلام به این خطه کتاب قرآن نیز بر روی سفره قرارداده میشود. تمامی هفت سینی که چیده میشود یک معنی خاص را نیز به همراه دارند. مثلا سیب نماد زیبایی وتن درستی است؛سنجد به روایتی نماد عشق و محبت است؛سبزه سرسبزی زندگی؛سمنو یا سمنک برکت؛سکه رزق و روزی؛و سیر سمبل شفاو سلامتی است. در کابل و شهرهای مختلف کشورمان ، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار میگیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجدو غولنگ.
یکی از غذا های مهم به مناسبت نوروز پخته میشود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه میشود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند، این غذا طبخ میشود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیینهای خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف افغانستان، ایران ٬تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را بهصورت دسته جمعی و گاه در طول شب میپزند و درهنگام پختن آن سرودهای مخصوصی میخوانند.
پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. به طور مثال در افغانستان ؛ سبزی چلو و سبزی با ماهی، در ترکمنستان؛ نوروزبامه، در قزاقستان؛ اویقی آشار، در بخارا؛ انواع سمبوسه پخته میشود. به طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر کشور که نوروز جشن گرفته میشود مرسوم است و هر محل غذاها و شیرینیهای
مخصوص به خود را دارد.
میله ها :
در زمان ما، هر ولايت و هر بخش افغانستان به شيوههاي گوناگون محلي، نوروز را پيشواز ميگيرند; ولي يك چيز عام و مشترك كه وجود دارد اين است كه همة خانوادهها پيش از ورود نوروز، «خانهتكاني» ميكنند. خانهتكاني مفهومش اين است كه به خاطر استقبال از نوروز، اين نخستين روز بهاري و نخستين روز سال نو هجري خورشيدي، خانههايشان را پاك و صفا مينمايند. صندليها و بخاريها را ميبردارند و به تاوهخانهها ديگر آتش نميكنند. فرشها و بسترهها را ميتكانند و خانهها، دهليزها و صحن حويلي را پاك و جارو مينمايند. شيشههاي ارسيها و كلكينها را ميشويند و صافي ميكنند. كوچهها و پيرامون حويليها را پاك و صفا ميكنند. لباسهاي نو تهيه مينمايند و يا لباسهاي كهنه را ميشويند و به خصوص ميكوشند كه براي كودكان لباس جديد آماده نمايند. تنهايشان را به حمامها و ساير جاهاي مناسب شستوشو نموده و ميكوشند كه جسم و جانشان را از آلودگيها پاك نمايند
بدين ترتيب براي خوش آمد بهار و نوروز آمادگي ميگيرند و تلاش ميورزند كه با چهرههاي شاد و لبان متبسم به استقبال جشن باستاني نوروز بروند. پيش از تحويل سال، سفرهها را با هفت سين يا هفت شين و يا هفت ميوه رنگين ميسازند; سبزي، ماهي و شيريني بايد بر سر سفره باشد. بعضاً شمعها را نيز روشن ميكنند. همة اعضاي خانواده بر گرد سفره جمع ميشوند و منتظر ورود نوروز و سال نو ميباشند. پدر و مادر و يا هر كه بزرگ خانواده باشد، بر صدر مجلس مينشيند. در حين ورود سال نو، همة اعضاي خانواده دستها را به رسم دعا بالا ميكنند و بزرگ خانواده دعاي شكرگزاري را قرائت ميكند و همه در برابر دعاي شكرگزاري آمين گفته از خداوند التجا و تمنا مينمايند تا سال نو را براي ايشان سال صلح و امنيت، آسايش، آرامش، خير و بركت ساخته و قدم سال نو را براي خانوادة ايشان و براي همة مردم وطن و مردم جهان نيك بگرداند.
پس از ختم دعا، كوچكان دستهاي بزرگان را بوسيده و بزرگان رخسار كوچكان را بوسيده، ورود سال نو و نوروز را به همديگر تبريك گفته و به صرف غذاهاي گوناگون و هفت ميوه كه بر سر سفرة رنگين مرتب چيده شده است ميپردازند.
در روز نوروز، زنان و مردان و به خصوص كودكان، لباسهاي نو و رنگارنگ پوشيده، همگي از خانهها بيرون گرديده سبزه لگدكردن ميروند. سبزه لگدكردن مفهومش اين است كه به سوي طبيعت در فضاي باز، در دامنة كوهها، به تپهها، دشتها، صحراها و در ميان كشتزارها و مزرعهها و بالاي كوهها رفته هواي تازه و پر طراوت بهاري را استنشاق و استشمام مينمايند. به چيدن گلهاي نورسته لاله و ساير گلهاي خودرو مبادرت كرده، از گلها غنچهها ميسازند و بعد رهسپار ميلهجاها (تفرجگاهها) و يا منازلشان ميشوند.
در روز نوروز، در هر شهر و ديار، در جايگاههاي مخصوص كه معمولاً در گرد و نواحي زيارتگاهها ميباشد، به نام ميلة نوروز و به نام ميلة روز دهقان، ميلهها (مراسم خوشي و شادماني) تنظيم ميگردد. در اين ميلهها نمايشهاي قوچ جنگي، مرغ جنگي، سگجنگي و نمايشهاي گاوهاي قلبهاي، سامان آلات زراعتي، اسبهاي بزكشي و اسبهاي سواري، نيزهبازي، شتردواني و ساير بازيهاي سرگرم كننده صورت ميگيرد. براي سرگرمي كودكان، اسبهاي چرخكي چوبي و ملاقي و ساير بازيها تنظيم گرديده، تخمهاي مرغ رنگ كرده شده و سامانهاي رنگارنگ بازي اطفال به فروش ميرسد.به هر سو دكانهاي ماهيفروشي، جلبيفروشي، شيرينيفروشي، خوراكهفروشيهاي گوناگون، سماوارهاي چاي و كبابيها افتتاح ميشوند. صداي ساز و آواز از هر سو به گوش ميرسد و يك فضاي شادماني و خوشي همه را در آغوش ميگيرد. هر كس به هركس ورود نوروز و سال نو را تبريك گفته، براي همديگر سال خوش و نيكو آرزو ميكنند.
در روز نوروز خويشاوندان، دوستان و آشنايان به منزل همديگر رفته، سال نو را به همديگر شادباش گفته، كلچه نوروزي، هفت ميوه، چاي و شيريني صرف ميكنند و براي همديگر از خداوند سال نيك و باسعادت آرزو مينمايند. همچنان اشخاص كمسن به نزد اشخاص مسن و سايرين به نزد بزرگان و اشخاص معمر براي تبريكي سال نو ميروند.
به طور معمول به خاطر ورود بهار كه زمان كشت و كار آغاز ميگردد، در تمام مراكز ولايات در جريان تجليل روز دهقان از طرف مسئولان دولتي به دهقاناني كه گاوهاي قلبهاي و شيري و ساير حيوانات خوب تربيه كردهاند و در توليد محصولات زراعتي، موفق بودهاند جايزههاي تشويقي داده ميشود.
در روز نوروز ـ كه به نام روز نهالشاني نيز معروف گرديده ـ طبق معمول همهساله، به نهالشاني مثمر و غيرمثمر و زينتي نيز مبادرت ورزيده ميشود.
در اين روز يكي از سنتهاي مردم، رفتن بالاي گورستان و دعاخواني براي گذشتگان است. در هر ولايت، منطقه و قرية افغانستان، جاهاي معروفي براي گردهمآيي وجود دارد كه در روز نوروز مردم در همان جاها به مقصد دعاي شكرگزاري ديد و بازديد و ميلهكردن جمع ميشوند. (۲)
جشن نوروز در بسیاری از نقاط افغانستان، با شکوهمندی خاصی برگزار می شود، در مزارشریف، در زیارتگاه منسوب به حضرت علی(رض)، جشن بزرگی به نام میله های گل سرخ برگزار می شود و همه ساله، هزاران نفر از زایران آن زیارتگاه و علاقه مندان نوروز از نواحی مختلف کشور، حتی از کشورهای ایران و تاجیکستان و دیگر کشورهای آسیای میانه به شهر مزارشریف می روند و این جشن ملی و پارینه را با شکوهمندی هرچه بیشتر برگزار می کنند.
در شهر کابل پایتخت نیز، میله های نوروزی درمحلاتی به نام «خواجه صفا»، «شاه شهید»، «دامنه سخی زیارت شاه مردان »، «کاریز میر»، «تپه زیبای استالف»، «گلغندی چاریکار ـ ارغوان زار» برگزار می شود.
در هرات نیز، مردم به این مناسبت، روزهای اول سال و چهارشنبه اول سال و نیز در سیزدهمین روز از نوروز، در تفریحگاه های داخل و خارج شهر به خصوص تخت صفرگردهم می آیند و جشن نوروز را گرامی می دارند.
در روایات تاریخی آمده است که یک تن از امیران ازبک های ماورالنهر بنام «امیرعبدالله» دیگ بزرگی را که از فلزات هفت جوش در شهر سمرقند ساخته شده بود، در سال ۱۰۵۰ هجری قمری به بلخ انتقال داد، در آن دیگ آب هفت میوه گرفته می شد و در روز نوروز برای مردم توزیع می شد.
بر افراشتن « علم زیارت سخی »:
برافراشتن بيرق سخي در كابل: معتقدان و اخلاصمندان علي شيرخدا، چند روز پيش از نوروز به خاطر آمادگي از تجليل روز تولد شاه اوليا و پوش جديد علم مبارك و برافراشتن علم ترتيبات ميگيرند. شب نوروز همان جا در زيارتگاه سخي شب را با منقبتخواني در صفات امام علي و دعاخواني به پايان ميرسانند و روز نوروز كه نخستين روز سال نو خورشيدي ميباشد، به ساعت 9 صبح در حالي كه شاروال (شهردار) كابل و والي كابل و تعدادي از روحانيون و جمع غفيري از اهالي كابل حاضر ميباشند، علم سخي، شاه اوليا، توسط معتقدان و اخلاصمندان سرسپردهاش در ميان شور و هلهله و هيجانات مردم بلند ميگردد. در حين بلند شدن علم، اركستر بلدية كابل موزيك احترام مينوازد و از هر سو صداهاي هيجانآميز «يا علي يا علي» و صداي كفزدنهاي هيجانانگيز به گوش ميرسد.
به خاطر اين مراسم عنعنوي و ديني، رئيس بلدية كابل و يكي از معمرترين روحانيان، بيانيههايي ايراد مينمايند و ورود سال نو و اين رويداد بزرگ را به همه تبريك و شادباش ميگويند. بعد دعاييهاي خوانده ميشود و از خداوند التجا ميگردد كه در كشور صلح و امن برقرار بوده، خير بركت، صحت و سعادت دارين نصيب مردم گردد.
مردم را اعتقاد بر اين است هرگاه بيرق سخي به سهولت بلند شود، آن سال يك سال نيكو و پربركت بوده و اگر بيرق به مشكل بلند گردد، شگون آن سال خوب نيست.
بعد از اين كه بيرق بلند شد، كفزدنهاي ممتد شاديآميز ادامه مييابد و هر يك به همديگر اين رويداد با شكوه و نيكو را شادباش ميگويند و سپس هجوم زيارت كنندگان به سوي علم آغاز ميشود. هزاران نفر تلاش ميورزند تا دستشان به چوب علم تماس نمايد و بدينگونه از ثواب زيارت كردن برخوردار شوند.
زنان دستمالهاي ابريشمين و ساير تكههاي قيمتي را به خاطر برآورده شدن مرادشان به پاية بيرق سخي ميپيچند و هركس تلاش ميورزد كه اگر بتواند توتهاي را از پوش جنده براي تبريك بركند.
معتقدان و اخلاصمندان مخصوص، در ميان اين گيرودار و كشومكش تلاش ميورزند تا نظم را حفظ نموده و گذرگاهي براي زيارتكنندگان باز نمايند.
در جريان اين مراسم و هجوم سيل زيارتكنندگان، گاهي حادثههاي ناگواري هم رخ ميدهد و بعضيها زير پا گرديده صدمههايي برميدارند.
پيش از ورود نوروز و بالا شدن بيرق، بعضي از مريضان لاعلاج و يا صعبالعلاج ميآيند و در پاي علم جا ميگيرند، به اميد اينكه سخي شاه اوليا موجب شفايابي آنان بشود.ی
روضه شاه ولایت مآب :
یکی از سنت های مردم افغانستان، به ویژه در شهر شمالی مزار شریف و نیز در کابل پایتخت، بر افراشتن علم (پوشیده از پارچه های سبز رنگ) است که به «علم سخی» معروف است.برافراشتن این علم، از وجوه مذهبی جشن نوروز در افغانستان است.
مراسم نوروز با سخنرانی های سیاسی - اجتماعی و مذهبی و برافراشتن عَلمَ بزرگی به بلندی ۲۰ متر برگزار می شود. برافراشتن این بیرق به منزله ی آغاز سال نو است که با حضور انبوه مردم و مقامات سیاسی - نظامی انجام می گیرد. این عََلمَ به مدت چهل روز افراشته باقی می ماند. از این رو برخی می گویند مراسم نوروز مزار شریف یک مراسم چهل روزه است.
بر اساس یک روایت تاریخی، در سال ۱۲۸۸ هجری که نایب «محمدعلم خان» در اطراف حرم (منسوب به حضرت علی در مزارشریف) ملحقات و خانه هایی اعمار کرد و چوب راست و محکمی را از جنگل های ماورالنهر خواست و در ساختن علم
مبارک از آن کار گرفت که تا امروز مورد استفاده است.
توغ مندوی :
مندوي كابل، جاي انبار و فروش مواد غذايي و ضرورتهاي گوناگون زندگي مردم است. دكانداران و مردم را عقيده بر اين است كه پوش كردن جديد توغ مندوي و برافراشتن مجدد آن، هر ساله به روز نوروز و اعطاي خيرات و نذر در اين روز اول سال، باعث خير و بركت مندوي ميشود و مندوي در جريان سال خالي نميماند.
در صبح روز نوروز به ساعت ۸ صبح، شاروال كابل از دفتر خويش با ساير اركان رسمي عالي رتبه بلدية كابل در طي يك مراسم رسمي به منظور برافراشتن توغ مندوي و بيرق زيارت سخي حركت ميآید. او نخست به مندوي رفته توغ مندوي را بلند ميكند و بعد از آن به زيارت سخي رفته در برافراشتن بيرق سخي سهم ميگيرد.
در مندوي همة علافان و ساير دكانداران و جمع غفيري از اهالي شهر كابل به منظور اشتراك در مراسم برافراشتن توغ مندوي، در ماركيت اساسي مندوي جايي كه بر بالاي دروازه ورودي آن بيرق بالا ميشود گرد ميآيند. توغ مندوي با يك تكه سبز پوش جديد گرديده، در ميان شور و هلهله جمع انبوهي از حضار برافراشته ميشود و رئيس بلديه یا شاروال كابل بدين مناسبت خجسته بيانيهاي ايراد مينمايد و بعد توسط يك روحاني معمر دعاي شكرگزاري به آرزوي خير و بركت، صلح و امنيت ادا ميشود و بعد كلچههاي نوروزي و شيرچاي و شيريني نوروزي صرف ميگردد.
اختتامیه :
نوروز به مثابه ی سر آغاز فصل بهار، با زندگی عینی مردم افغانستان پیوند داشته و بخش بزرگ از مردم این کشور که کشاروز هستند، از آمدن فصل بهار و نوروز به گرمی استقبال کرده و صفحه ی جدیدی از کار و فعالیت خود را آغاز می کنند، از این روی کشاورزان با برگزاری مراسم ویژه ای از آمدن نوروز تجلیل می کنند.
اما با توجه به آنچه در این گفتار آمد، و با توجه به ژرفا و پهنایی که جشن نوروز به مثابه ی یک سنت پسندیده و پارینه ی ملی در تاریخ و فرهنگ افغانستان دارد استمرار آن جزء رسوم پسندیده مردم است . سال نو تان مبارک باد و نوروز تان پیروز باد.
زیرنویسها:
۱ ـ ویکی پیدیا ٬ نوروز چیست؟
۲ ـ کابل نات ٬جشن باستانی نوروز٬ ش ۴۶ س ۲۰۰۷ .
شاه محمود محمود فرزند مرحوم میرزا غلام نبی هستم به تاریخ 19 ماه جدی 1332 هجری شمسی مطابق 9 ماه جنوری 1954میلادی در ساحه رنگریزان شهرآرا کابل زاده شدم در سال 1340هجری شمسی شامل مکتب قاری عبدالله خان واقع ده افغانان شدم ودر سال 1346هجری شمسی بعد از سپری نمودن امتحان کانکور به لیسه حبیبیه دروس خودرا تا صنف دوازدهم ادامه دادم در سال 1351 هجری شمسی از این لیسه فارغ گردیدم وجهت ادامه تحصیلات عالی به پوهنحًی ادبیات وعلوم بشری پوهنتون کابل شامل شدم (1352هجری شمسی=1973میلادی). فراغت از پوهنحًی مذکور (رشته تاریخ وجغرافیه)در سال 1355هجری شمسی وشمولیت به وظیفه به حیث معلم اجتماعیات در لیسه ابن سینا کابل در سال 1356هجری شمسی صورت گرفت. درماه حوت 1358 هجری شمسی بعد از سپری کردن امتحان کدر پوهنحًی علوم اجتماعی پوهنتون کابل به حیث استاد تاریخ در دیپارتمنت تاریخ عمومی این پوهنحًی پذیرفته شدم .درجه ماستری تاریخ افغانستان (داخل خدمت) را در سال 1365هجری شمسی حاصل کردم درطول سالهای خدمت مضامین تاریخ قرون وسطی کشور های همجوار افغانستان (هند ،چین،آسیای مرکزی، فارس و شرق میانه) را تدریس نمودم