دروازه های کابل در کشور های همسایه
دروازه های کابل در کشور های همسایه
مقدمه :
کابل با تاریخی پربار خویش مرکز سیاسی و تجارتی در طول تاریخ از برهمن شاهان و کابلشاهان و هندوشاهان تا حکمروایی اعراب مسلمان و امپراطوری های غزنوی و غوری و بعد ها بابر و بالاخره درانی و سدوزایی تا امروز مسیر و چهار راه تمدن و فرهنگ و محل تقاطع قوافل تجارتی بوده است . کابل به بزرگی کشور کابلستان شهرت داشته از غزنه تا روه و پشاور وسعت داشته است .
صرف نظر از اینکه دروازه های قلعه کابل در داخل شهر فعلی چون : دروازۀ چرمگران در سمت مشرقی بالاحصار كه بعدها بهنام دروازۀ شاه شهيد شهرت يافت. در سمت غربی بالاحصار دروازۀ نقارهخانه وجود داشت كه از آن نقاره يا دهل در اوقات معينه نواخته میشد. و دروازۀ ديگری كه آنهم در سمت شرقی بالاحصار بود بهنام دروازۀ كاشی بود، دروازۀ چوبی كه كوچكتر بود، بهسوی شيردروازه موقعيت داشت. دروازه ديگر بهطرف گذرگاه بود كه بههمان نام مسما بود، و دروازه قندهار كه در ساحۀ دهمزنگ موقعيت داشت.در ولایات هم دروازه های بنام دروازه کابل بود چنانچه دروازه کابل در غزنی که انگلیس ها در سال 1839 م از آن طریق وارد شهر عزنی شدند .در قندهار و هرات و بلخ هم دورنمای دروازه های کابل دیده میشود .
ضمنا این دروازه ها در سرزمین های دورتر نیز وجود داشت که با بازار و سرا ها تجارتی همراه بوده است .از طريق این دروازه ها همه به مرکز شهر راه داشتند و در تقاطع آنها گذرگاه هایی برای تجارت ساخته شده بودند که به آنها سوق یا بازار می گفتند. در سر راههایی که این سوقها را به هم وصل می کرد، سایه بان وجود داشت تا کار تجارت را آسان کند.
خیابانهای پر پیچ وخم با دکانهای سایه دار، کاروانسراها و بازارهایش، قلب تجاری شلوغ و پررونق شهر بود، و یکی از رنگارنگ ترین مکان های تجاری در جهان اسلام به شمار می آمد. برای راحتی کار گرفتن مالیات، هر بازار به یک تجارت و حرفه اختصاص داشت : بازار کلاه فروش ها، بازار جواهرفروش ها و غیره.
این دروازه ها در هند و پشاور تا فعلا موجود است یقینا در بخارا و فارس دروازه های به همین اسم و رسم وجود دارد از دانشمندان محترم تقاضا به عمل میایید تا نظریات خویش را در مورد ابراز دارند .
1 - دروازه کابل در پشاور( کابلی گیت یا کابلی دروازه و بازار :
این دروازه یکی از هفت دروازه مشهور و اولین در مرکز شهر پشاور در بازار شلوغ تجارتی قرار دارد از این دروازه ها قافله های تجارتی از کابل به پشاور و از هند و پشاور به کابل بارگیری و انتقال داده میشد . رونق این دروازه از زمان بابر بیشتر از همه زمان بود اما با اشغال پشاور توسط انگلیس ها نام این دروازه به ( ادواردز گیت ) مسما شد اما هرگز نام اولی آن اززبان پشاوریان دور نشد و تا امروز به نام دروازه کابلی شهرت دارد . بازار قصه خوانی و خیبر بازار از نقاط برجسته این محل است . مرکز پولیس پشاور از قدیم الایام تا حال بنام تهانه کابلی در آنجا پا برجا است .
2 - دروازه کابل در قلعه اتک :
جلال الدین اکبر فرزند همایون برای جلوگیری از حملات احتمالی برادرش میرزا محمد حکیم که حکمروای کابل بود هدایت داد تا در اتک قلعه نظامی اعمار نمایند. بنابران قلعه متذکره در جلگه کنار در یای سند تحت نظر محمدقاسم نام اعمار کردید . موصوف برای ساختن این قلعه ؛ نقشه شیرشاه سوری را که برای ساختن قلعه رهتاس درجهلم به کار برده بود ؛ استفاده کرد و انرا کاپی نمود . این قلعه در اثر کار و تلاش صد ها معمار و کارگر توسط خواجه شمس الدین خوافی ؛ در مساحه 1600 متر مربع و به ارتفاع 30 متر آباد گردید .
این قله 4 دروازه داشت که بنامهای دروازه دهلی در بین قلعه ، دروازه موری در شرق ،دروازه لاهوری در شمال و دروازه کابلی در جنوب قلعه موقعیت داشت . قلعه دوسال وقت گرفت تا اعمار شد (1581 - 1583 م ) (1)
3 - دروازه کابل در دهلی شیرشاه :
با وجودیکه از این شهر نشانه دیده نمیشود اما در شاه جهان اباد در بیرون دروازه دهلی و متصل زندان یا ( جیل خانه ) دولتی یا سرکاری دروازه زیبا وجود دارد که بنام دروازه کابلی عهد شیرشاه مسما است و کاروان های تجارتی از این دروازه به صوب کابل در حرکت بودند. دروازه با مواد ساختمانی سنگ و چونه اعمار شده است و حجره نشیمن قشنگ داردو تمام دروازه از سنگ سرخ اباد گردیده است که به اصطلاح عوام به نام دروازه لال (سرخ ) نیز شهرت دارد .(2)
منابع و ماخذ :
1 - حلیم - صفیه ، د اتک کلا ، سایت صفیه حلیم ، اول فبروری 2015 م .
2 - بهادر - داکتر سر سیداحمد خان ، اثار الصنا دید ، دهلی ، 1965 ، ص 95 .
شاه محمود محمود فرزند مرحوم میرزا غلام نبی هستم به تاریخ 19 ماه جدی 1332 هجری شمسی مطابق 9 ماه جنوری 1954میلادی در ساحه رنگریزان شهرآرا کابل زاده شدم در سال 1340هجری شمسی شامل مکتب قاری عبدالله خان واقع ده افغانان شدم ودر سال 1346هجری شمسی بعد از سپری نمودن امتحان کانکور به لیسه حبیبیه دروس خودرا تا صنف دوازدهم ادامه دادم در سال 1351 هجری شمسی از این لیسه فارغ گردیدم وجهت ادامه تحصیلات عالی به پوهنحًی ادبیات وعلوم بشری پوهنتون کابل شامل شدم (1352هجری شمسی=1973میلادی). فراغت از پوهنحًی مذکور (رشته تاریخ وجغرافیه)در سال 1355هجری شمسی وشمولیت به وظیفه به حیث معلم اجتماعیات در لیسه ابن سینا کابل در سال 1356هجری شمسی صورت گرفت. درماه حوت 1358 هجری شمسی بعد از سپری کردن امتحان کدر پوهنحًی علوم اجتماعی پوهنتون کابل به حیث استاد تاریخ در دیپارتمنت تاریخ عمومی این پوهنحًی پذیرفته شدم .درجه ماستری تاریخ افغانستان (داخل خدمت) را در سال 1365هجری شمسی حاصل کردم درطول سالهای خدمت مضامین تاریخ قرون وسطی کشور های همجوار افغانستان (هند ،چین،آسیای مرکزی، فارس و شرق میانه) را تدریس نمودم